415

«غلامرضا خرمی» دانشجوی نمونه مهاجر افغانستانی و عضو انجمن علمی تجارت الکترونیکی ایران، طی یادداشتی اختصاصی به موضوع اهمیت آموزش و فرهنگ‌سازی در تجارت و دولت الکترونیکی در افغانستان پرداخته است. در این یادداشت آمده است: همه دانشمندان و محققین آگاه هستند که هر ارتباط و هر وسیله جدیدی در کشور نیازمند رشد و توسعه است و آموزش و فرهنگ‌سازی از جایگاه مهمی برخوردار می‌باشد.

اما توجه به این نکته که باید آموزش را از سطوح پایین برای دستیابی به این موفقیت آغاز کرد را نباید نادیده گرفت؛ نظیر کشورهای توسعه یافته که برای رسیدن به امور بلند مدت توسعه از آموزش برای سنین پایین شروع می‌کنند.

 ما نمی‌توانیم در افغانستان بدون در نظر گرفتن کیفیت زندگی مردم که شاخص‌های جهانی خود را دارد، به سراغ دغدغه‌های فرهنگی برویم.

گام نخست

لذا در گام نخست ما اول باید الزامات زندگی دیجیتالی را اندازه بگیریم و بعد سطح سواد رسانه‌ای را بالا ببریم؛ این شاخص‌ها که توسط سازمان ملل متحد تنظیم و ارائه می‌شوند ، دارای 3 فاکتور امید به زندگی، استاندارد زندگی مناسب و دانایی تشکیل شده است.

در این بین باید به نقش موثر آموزش به عنوان بارزترین مقوله در افغانستان با توجه به شاخص سوم اشاره کرد. لذا سعی برآن است با توجه به جایگاه آموزش (کسب دانایی) متناسب با فاکتور و سپس به مباحث فرهنگی پرداخته شود.

عوامل موثر در عدم پذیرش بانکداری الکترونیک

براساس تحقیقاتی که در جامعه صورت گرفته است، عوامل موثر در عدم پذیرش تجارت الکترونیکی و بانکداری الکترونیک در افغانستان به دو عامل عمده تقسیم شده است :

1. عدم اعتماد مردم نسبت به بانکداری شفاف در افغانستان

2. عوامل معیشتی و آموزشی– فرهنگی

3. عدم اعتماد مردم نسبت به سیستم بانکداری در افغانستان

مفهوم اعتماد در سیستم بانکداری سنتی افغانستان به دلیل بی‌ثباتی این کشور در 30 سال گذشته بسیار تیره و تار بوده و به‌طور مداوم نگرانی‌هایی در مورد فساد مالی و امنیت در این سیستم وجود دارد.

بر همین اساس تجار به‌عنوان جریان اصلی تجارت و کسب‌وکارهای بزرگ به‌دلیل عدم امنیت و سوء استفاده‌های احتمالی از منابع مالی خود، از سیستم بانکی استفاده نمی‌کنند و همین امر باعث نادیده گرفتن تجارت الکترونیک شده است.

 اما ناگفته نماند خوشبختانه در افغانستان همه بانک‌های خصوصی و دولتی امروزه خدمات بانکداری الکترونیکی را ارائه می‌دهند و روز به روز هم درحال توسعه آن هستند و شما اگر امروز یک حساب بانکی داشته باشید به راحتی امکان انتقال وجه به‌صورت اینترنتی از هرکجای جهان را دارید .

عوامل معیشتی و فرهنگی – آموزشی

 افغانستان را باید در مباحث آموزشی به 2 گروه تقسیم کرد :

الف) گروهی که هنوز آموزش‌های ابتدایی و اولیه را فرا نگرفته‌اند (بحران بی سوادی)

ب) دسته‌ای که آموزش‌های ابتدایی و اولیه را فرا گرفته و منتظر فراگیری عرصه‌های علوم الکترونیکی هستند.(بی‌سوادی مدرن)

 اما متاسفانه تعداد گروه اول به واسطه بحران‌های امنیتی بسیار بیشتر از دسته دوم است، لذا در جامعه افغانستان باید امکانات را برای هر 2 دسته را آماده کند.

دولت در بحث آموزش عمومی گام‌های ارزنده‌ای را برداشته اما باید گفت، متاسفانه دولت دسترسی به تمام امکانات آموزشی را به لحاظ نبود امنیت کافی در افغانستان و نابودی زیر ساختها در اختیار ندارد.

 رشد سریع تلویزیون و رسانه‌های جمعی و دسترسی همگان به آن فرصت خوبی را برای دولت فراهم کرده تا با ایجاد شبکه‌های آموزشی دولتی با چارچوب درست و مطابق با فرهنگ کهن کشور و در راستای ترویج و آشنایی مردم با خدمات نوین الکترونیکی که نیاز امروز کشور است، برای سواد آموزی با محوریت آموزش از راه دور و فرهنگ سازی اقدام کند.

همچنین دولت می‌تواند در راستای کاهش تعدد شبکه‌های داخلی که وابسته به افراد سیاسی بوده و برای ترویج فرهنگ برهنگی و دموکراسی غلط غربی و نه آموزش به وجود آمده‌اند، اقدام کند .

 مردم افغانستان با توجه به جنگ‌های به وقوع پیوسته در این کشور، مهاجرت‌های وسیعی به کشورهای اروپایی، آمریکایی و حتی استرالیا و ... غیره داشته‌اند و این موج وسیع مهاجرت‌ها به  کشورهای مختلف باعث شده که،آهنگ پذیرش تکنولوژی‌هایی از این قبیل برای این دسته از مردم با توجه به فرهنگ آن مناطق و متناسب با شرایط ، غالباً خود به خودی اتفاق افتاده و بیفتد.

اما مردمی که در داخل افغانستان ساکن بوده و هستند با توجه به بحران، هنوز آگاهی چندانی از این تکنولوژی‌ها ندارند و باید در این زمینه بسیج آموزشی و فرهنگی صورت گیرد.

خوشبختانه در برنامه اخیر وزارت آموزش و پرورش این گام برداشته شده و با توجه به موج گستره بی‌سوادی در افغانستان به علت جنگ‌های طولانی مدت و نبود امکانات آموزشی، در ابتدا باید به ﻣﺴﺎﺋﻞ آموزشی در راستای توسعه فرهنگ پرداخته شود و برای ریشه کن کردن موج گسترده بی‌سوادی در ابتدا باید به دسته اول آموزش‌های ابتدایی داده شود.

 علم محوری، رکن اصلیتوسعه فرهنگی یک کشور

معتقدیم و باورداریم که  علم محوری رکن اصلی توسعه فرهنگی در کشور محسوب شده و باعث فرهنگ‌سازی می‌شود.

افغانستان به عنوان کشوری که دارای 5 هزار سال سابقه فرهنگی است، ظرفیت‌های بزرگی را برای توسعه فرهنگی و فرهنگ سازی داشته و دارد.

علاوه براین کشوری است که 99 درصد جمعیت آن را مردم مسلمان تشکیل می‌دهد و قشری جوان را در خود می‌پروراند.

این خود امری مهم می‌باشد چراکه قشر جوان خود نویدیست برای آموزش و پذیرش سریع؛ قشری که میتواند به سادگی آموزش‌ها را با توجه به جایگاه آن در جامعه و پیشرفت درک کرده و به سادگی آموزش را برای فرآیند توسعه فرهنگی صورت داد.

سابقه تمدنی افغانستان و ادبیات، فرهنگ دینی آن، معطوف به طرح پدیده علم محوری، به عنوان یک ارزش قطعی و بی‌بدیل و تعیین کننده است. همانطور که در قرآن کریم گفته شده است:«  هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ».

 با توجه به جنگ‌های فراوان داخلی و خارجی در افغانستان، تنها راه پیشرفت و توسعه همه جانبه بها دادن به دانش و ارج نهادن به سرمایه‌های علمی کشور است.

در حال حاضر نظام آموزشی افغانستان نسبتاً از رشد، توسعه و پیشرفت مطلوبی برخوردار بوده است؛خوشحال هستیم که از سوی سازمان ملل متحد این نظام آموزشی در جایگاه نخست کشورهای جنوب آسیا به لحاظ بیشترین توسعه انسانی( که یکی از شاخصه‌های آن کیفیت نظام آموزشی است )در بین کشورهایی مانند هند و پاکستان و...قرار داریم و دارای بیشترین توسعه است.

 نظام آموزشی کشور اعم از( مراکز دولتی و حوزه‌های علمیه) چیزی حدود 11 میلیون نفر را در خود جای داده است و به پرورش و تربیت آنان مشغول است.

اگر سرمایه‌گذاری‌ها و هزینه‌های مالی به بار نشسته و تعداد قابل توجهی از این‌ افراد به مدارج و مدارک علمی نائل شوند و  یک نظریه پرداز بزرگ در حوزه‌های مختلف شوند، در این صورت به جرات می‌توان گفت که این تلاش و سرمایه‌گذاری به بار نشسته و نظام آموزشی دستمزد خود را گرفته است.

توسعه فرهنگی در گروی بروز خلاقیت

نتیجه اینکه تحقق توسعه فرهنگی در گرو ظهور و بروز خلاقیت است و خود این پدیده مولود علم باوری و بسطه آن به جامعه است .

هیچ راه آسانتری به منظور غلبه کردن بر میزان بیشمار بیسوادی در افغانستان وجود ندارد که به گمان غالب این آمار 60 درصد در سطح کشور تخمین زده می‌شود.

بدون در نظر داشت اتخاذ هرگونه شیوه ، یقیناً سال‌ها نیاز است تا به میزان سوادآموزی قابل قبول در اقتصاد های پیشرفته در این کشور دست یابیم.

ولی ارتباطات بین اشتغال، رشد اقتصادی، رفاه و سواد بسیار واضح است و افغانستان تا زمانی که پیشرفت‌های چشمگیری در راستای بالا بردن میزان سواد آموزی نداشته باشد، اقتصاد ثابت نخواهد داشت.

اکنون که زیربنا و کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات به بیشتر از 88 درصد جمعیت کشور قابل دسترس است باید دولت با ترویج آموزش از راه دور کمی بر وسعت آموزشی بیفزاید و آن را با کمک بخش خصوصی که نقش عمده‌ای در پیشرفت کشور داشته،بردارد.

 در بسیاری از بازارهای در حال ظهور – بطور مثال در کشور مصر – چالش‌های آموزش از طریق تأمین دسترسی کودکان در سن مدرسه به فراگیری از فاصله دور بصورت اجباری مورد رسیدگی قرار میگیرد.

چیز عجیب تکنولوژی آن است که حتی کوچکترین کودک توانایی قابل ملاحظه‌ای در خصوص پذیرش سریع تکنولوژی‌های جدید را دارد تا اندازه‌ای که آنها میتوانند بهتر از معلمان و والدینشان به آموزش بپردازند.

آموزش و فرهنگ‌سازی باعث مشارکت در نیروی کاری، روند دموکراتیک جامعه و تقویت ساختار اجتماعی و امنیت می‌شود.

بنابراین افغانستان نمی‌تواند در عرصه تجارت و دولت الکترونیک موفقانه عمل کند،مگر آنکه در حوزه آموزش آن هم از طریق آموزش در مدارس ابتدایی برنامه مشخص داشته باشد و این برنامه را باتوجه به تجربیات کشورهای پیشرفته به چرخه عمل خود وارد کند.

همزمان نیز فرهنگ سازی که شاکله درست و مفید استفاده از ابزارهای الکترونیکی است و بدون آن نمی‌توان از هر ابزار جدیدی به نحو مطلوب استفاده کرد و از قابلیت‌های مثبت آن بهره جست را در برنامه مشخص وزارت آمورش و پرورش قرار دهد.

منبع:خبرگزاری فارس

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کلیه حقوق متعلق است به رسانه افغانستان ما
دیزاین شده در سما