144

«محمداشرف‌غنی»رییس‌جمهور افغانستان، هر روز صبح پیش از ساعت 5 از خواب بیدار می‌شود و درحدود 2 تا 3 ساعت مطالعه می‌کند.وی روز خود را با مطالعه تعداد بالایی از اسناد رسمی سپری می‌کند. اشرف غنی طرح‌های پیشنهادی متقاضیان رقابت برای کار به‌عنوان والی هرات را مطالعه کرده و برنده را انتخاب می‌کند. وی گزارش‌های 44 مهندس شهری برای توسعه‌ طرح کابل بزرگ را بررسی کرده و گفته می‌شود که اشرف غنی شخصاً سخنرانی‌های خود را نوشته و در رابطه با بازدیدکنندگانی که قرار است با آنها ملاقات داشته باشد تحقیق می‌کند.

اشرف غنی پیش از دیدار با وزیر امور خارجه‌ استرالیا، گزارش رسمی دولت استرالیا در رابطه با کمک‌های خارجی را خوانده بود.

عذرخواهی از کمپبل

نیویورکر نوشت: 400 صفحه از گزارش شکنجه‌ کمیته‌ اطلاعات مجلس سنا را در روز انتشار آن مطالعه کرده و روز بعد از ژنرال «جان کمپبل» فرمانده‌ آمریکایی در افغانستان، عذرخواهی کرده بود، چرا که نتوانسته بود مطالعه‌ آن را به پایان برساند.

وی کتاب‌هایی در رابطه با گذار از سوسیالیسم به سرمایه‌داری در شرق اروپا، روشنگری در آسیای مرکزی در هزار سال قبل، جنگ‌های مدرن و تاریخ رودخانه‌های افغانستان مطالعه می‌کند.

اشرف غنی در «ارگ» مجموعه‌‌ای از چند قصر درون ساختمانی ساخته‌شده در قرن نوزدهم که در مرکز کابل قرار دارد زندگی و کار می‌کند. کتاب‌هایی که با قلم نشانه‌گذاری شده‌ و با صفحات باز روی میزها قرار دارند.

2 دهه پیش، اشرف غنی بخشی از معده‌اش را به‌دلیل بیماری سرطان از دست داده و ناچار است وعده‌های غذایی کوچکی مانند خرما را 6 بار در روز استفاده کند.

اطلاعات روز نوشت: وی برخی اوقات ناچار است حین غذا خوردن سفره را رها کرده و روی تخت باریکی در آلاچیق پشت دفتر خود در گلخانه‌ قصر استراحت می‌کند و به مطالعه می‌پردازد یا با کتابی در مکان مورد علاقه‌اش، زیر یک درخت چنار در کاخ حرم‌سرا، جایی که کتابخانه‌ پادشاه فقید «ظاهرشاه» قرار دارد، می‌نشیند.

کتاب‌هایی که از زیر گرد و غبار بیرون آمدند

در دوران ریاست‌جمهوری «حامد کرزی» این کتابخانه مانند مجموعه‌‌ای از عتیقه‌هایی بود که زیر گرد و غبار قرار داشتند. پس از آنکه اشرف غنی در ماه سپتامبر 2014 به ریاست‌جمهوری رسید، وی مجموعه‌‌ای سلطنتی را نظم‌ و ترتیب بخشید.

درحالی‌ که کرزی کاخ را با بازدیدکنندگان پر کرده بود و افرادی را که نامه و درخواست داشتند در زمان وعده‌های غذایی ملاقات می‌کرد، اشرف غنی اغلب به تنهایی غذا می‌خورد.

سرمایه‌ خاص اشرف غنی، براساس گفته‌های وی در رابطه با دارایی‌هایش، در حدود 4  میلیون دلار است. بخش عمده‌ این مبلغ شامل خانه‌اش به مساحت 4 جریب در غرب کابل و مجموعه‌ 7 هزار جلدی کتاب‌هایش می‌شود.

اشرف‌غنی، انسان‌شناس باتجربه‌‌ای است که سال‌ها در بانک جهانی کار کرده است، پس از سرنگونی طالبان در سال 2001، بارها به افغانستان سفر کرده و بازگشته است.

نگرانی همیشگی وی این بوده که چگونه می‌توان نهادهای مناسبی در کشورهای فقیری که درگیر خشونت‌ هستند را ایجاد کرد و تمرکز وی بر کشورهایی بوده که قادر به اجرای قوانین، ایجاد بازارهای عادلانه، جمع‌آوری مالیات، ارایه‌ خدمات، یا تامین امنیت شهروندان خود نیستند.

در سال 2006، اشرف غنی و همکار دیرینه‌اش، یک وکیل حقوق بشری بریتانیایی به نام «کلر لاکهارت» موفق شدند تا موسسه‌ اثربخشی دولت را در واشنگتن دی.سی ایجاد کنند.

2 سال بعد، آن‌ها کتاب «اصلاحات در دولت‌های ناکام» چارچوبی برای بازسازی جهان ویران» را منتشر کنند. این کتاب وظایف اصلی دولت را توصیف کرده و پیشنهاداتی از جمله استفاده از تخصص شهروندان در ساخت نهادها را مطرح کنند.

در آن زمان، این الگو دیگر یک مساله‌ صرفاً تکنیکی نبود. هرج‌ و مرج در سومالی، عراق، پاکستان و افغانستان، امنیت جهانی را تهدید می‌کند.

نظریه‌پردازان بندرت چنین فرصت‌های قابل‌ملاحظه‌‌ای را برای به‌عمل‌ درآوردن ایده‌های خود به‌دست می‌آورند.

نیویورکر نوشت: افغانستان از زمان اشغال توسط شوروی در سال 1979، زمانی که اشرف غنی 30 ساله و دانشجوی دکترا در دانشگاه کلمبیا بود، در جنگ قرار داشته است.

اگر چه شورش طالبان به یک شبکه‌ موادمخدر-جنایتکار تبدیل شده است، بخش زیادی از افغانستان از جمله چند مرکز ولایتی، مورد تهدید طالبان قرار دارند.

در 60درصد 398 شهرستان افغانستان، کنترل دولت فراتر از یک ساختمان دولتی و یک بازار نیست و القاعده و داعش حضور خود را در شرق تثبیت کرده‌اند.

افغانستان نمی‌تواند از مرزهای خود محافظت کند و همسایگانش برای شورشیان پناهگاه و حمایت ارایه می‌کنند.

اقتصاد افغانستان وابسته به کمک‌های خارجی و تریاک و فساد در این کشور فراگیر است. پس از خروج 127 هزار سرباز خارجی در سال 2014، اقتصاد افغانستان فرو پاشید، بیکاری افزایش یافت و صدها هزار نفر از مردم افغانستان کشور خود را ترک کردند.

غنی رییس‌جمهور منتخب یک کشور شکست‌خورده

مردی کوچک‌اندام با ریش خاکستری کوتاه و چشم‌های فرورفته، تا اندازه‌‌ای به گاندی شباهت دارد، البته به‌نظر نمی‌آید مردی آرام باشد.

وی در حالی که قوز می‌کند، چهره‌اش را ناگهان در هم می‌کشد و زمانی که می‌خواهد ژست بگیرد، آرنج‌های خود را در دو طرف نگه می‌دارد.

وی به‌شکل عجیبی در لحظه‌های نامناسب می‌خندد و نمی‌تواند احساسات خود را کنترل کند. طرفداران جوانی وی را احاطه کرده‌اند. وی در حال حاضر متحدان قدرتمندش را از دست داده است.

اشرف غنی که در ارگ جدا افتاده است، ساعت‌های طولانی را به کار می‌پردازد و خود را غرق در رسیدگی به پروژه‌هایی کرده که باید به زیردستانش بسپارد.

به گفته‌ یک مقام ارشد افغانستان از آن‌جا که وی برای مدت‌ها یک شخصیت دانشگاهی بوده است، نمی‌تواند شیوه کاری را که نیاز به مطالعه و تجزیه‌ و تحلیل مشکلات دارد کنار بگذارد.

درحالی‌که کرزی به گرمی برای ساعت‌ها با مهمانان گفت‌وگو کرده و همه با رضایت وی را ترک می‌کنند ولی وی گفت‌وگوهای تعارف گونه را دور از شان خود می‌داند و ملاقات‌کنندگان با حس تحقیر یا تهدید شدن وی را ترک می‌کنند.

این گزارش می‌افزاید: اشرف غنی یک تکنوکرات دوراندیش که 20 سال جلوتر از زمانش می‌اندیشد است و با درک عمیقی از آن‌ چه کشورش را ویران کرده یا می‌تواند آن را نشان بدهد نیست.

تطمیع‌نشدنی است

این مقام ارشد گفت: وی تطمیع‌نشدنی است، می‌خواهد کشور را تغییر بدهد. و قادر به انجام این کار است. اما به‌نظر می‌آید همه چیز در برابر اشرف غنی قرار گرفته است.

غنی از آن دسته اصلاح‌طلبانی است که دولت آمریکا به‌شدت به‌عنوان شریکی است که در طول سال‌های پس از دوران حکومت بی‌سر و سامان کرزی به آن نیاز دارد می‌باشد.

با این‌حال وی تحسین‌کنندگان اندکی در وزارت امور خارجه دارد و نخبگان در کابل نیز پنهان نمی‌کنند که احترامی برای اشرف غنی قائل نیستند.

آن‌ها می‌گویند اشرف غنی رهبر کشوری خیالی و ساخته و پرداخته‌ ذهن خود است. اشرف غنی «جیمی کارتر» افغانستان است.

غنی می‌گوید: مادرِ پدر من در واقع تاثیر عمیقی بر من داشته‌ است. وی روز خود را همیشه با یک ساعت مطالعه آغاز می‌کرد. اما مهم‌ترین اثرگذاری به‌دلیل تحصیلات بوده است.

در سال 2011، اشرف غنی و دخترش «مریم» هنرمندی که در «بروکلین» زندگی می‌کند، مقاله‌ای با عنوان «افغانستان، لغت‌نامه» منتشر کردند که یک دانشنامه‌ کوچک در رابطه با چرخه‌ اصلاحات، واکنش‌ها و هرج‌ و مرجی است که بارها در کشور اتفاق افتاده بود.

این روایت‌ها با امان‌الله آغاز می‌شود که از سال‌های 1919 تا 1929 پادشاه افغانستان بود. امان‌الله نخستین کسی بود که برای مدرن‌ساختن افغانستان تلاش کرد.

وی به نوشتن قانون اساسی نظارت داشت، آموزش و تحصیلات را بهبود بخشید، آزادی زنان را تشویق می‌کرد و برای توسعه‌ پایتخت برنامه‌ریزی کرده بود.

نیویورکر نوشت: اگر چه امان‌الله دستاوردهای قابل‌توجهی داشت، اما آن‌گونه که اشرف و مریم غنی نوشته‌اند، وی در ایجاد تغییراتی پایدار در افغانستان ناموفق بود.

اشرف غنی از یک خانواده‌ شناخته‌شده‌ پشتون برخاسته است. جد پدری وی یک فرمانده‌ نظامی بود که به انتصاب «نادرشاه» مدتی کوتاه پس از سرنگونی «امان‌الله» در سال 1929، کمک کرد.

پدر اشرف غنی یک مقام ارشد بخش حمل‌ونقل در حکومت پسر نادر، ظاهرشاه بود که 40 سال سلطنت کرد. اشرف غنی در سال 1949 متولد شده است. وی در کابل قدیم بزرگ شده و آخر هفته‌ها و تعطیلات را با سوارکاری بر اسب و شکار در مزرعه‌ی اجدادی‌‌اش سپری کرده است.

وی در مدرسه مورد تمسخر قرار می‌گرفت چرا که اندام کوچکی داشت و گاهی مانند یک پیرمرد قوز می‌کرد اما با جدیت فراوان همکلاسانش را تحت تاثیر قرار می‌داد.

در سال 1966 که در دبیرستان درس می‌خواند، به‌عنوان یک دانش‌آموز انتقالی به آمریکا سفر کرد. در مدرسه‌ جدیدش در «اورگاه» اشرف غنی توانست کرسی شورای دانش‌آموزی را که برای یک دانش‌آموز خارجی در نظر گرفته شده بود به دست آورد.

در سال 1973، اشرف غنی مدرک علوم سیاسی خود را از دانشگاه آمریکایی «بیروت» دریافت کرد. در آن‌جا بود که وی عاشق «رولا سعاده» شد که یک مسیحی لبنانی بود.

آن‌ها تصمیم به ازدواج گرفتند و در سال 1974، پس از بازگشت اشرف غنی به کابل برای تدریس، پدر همسر آینده‌اش به دیدار وی آمد.

پدر رولا گفته بود: تو در نهایت وارد سیاست می‌شوی و زندگی دختر مرا تباه می‌کنی». اشرف غنی پاسخ داده بود، البته که نه صادقانه چرا که من متعهد هستم که یک شخصیت دانشگاهی بمانم.

در ماه جولای 1973، پسرعموی شاه، «داوود» سلطنت را سرنگون کرد و خود نخستین رییس‌جمهور افغانستان شد. داوود در ابتدا با کمونیست‌ها متحد شد، و براساس مقاله‌ اشرف غنی و دخترش، وی مدل ناقصی از نوسازی از بالا را تحمیل کرد».

در سال 1987، نیروهای کمونیستی داوود را در حالی که تلاش می‌کرد پشت ستونی در قصر گل‌خانه پنهان شود با شلیک گلوله به قتل رساندند.

سایه ارواح ارگ را فراگرفته بود

تا پایان سال 1979، زمانی که شوروی به افغانستان حمله کرد و جهاد آغاز شد، ترور در پی ترور در این کشور اتفاق می‌افتاد. ارگ را سایه‌ ارواح ساکنان به‌قتل‌رسیده‌اش فرا گرفته است.

نیویورکر گزارش داد: در همین حال اشرف غنی خود را برای آینده افغانستان آماده می‌کند؛ درسال 1997 زمانیکه طالبان بخش‌های بیشتری افغانستان را تحت کنترل خودشان داشتند یک فارغ‌التحصیل دانشگاه کلمبیا در بانک جهانی مصاحبه کرد.

در این گفت‌وگو اشرف غنی گفت: برای اینکه ما در افغانستان به صلح دست یابیم باید از تجربه‌های زلاندنو برای رشد دامداری استفاده کنیم و هم‌چنین باید به سوئیتزرلند برویم و پروژه توسعه انرژی این کشور را مطالعه کنیم.

از 11 سپتامبر سال 2001 میلادی اشرف غنی در پشت میز کارش در واشنگتن به گونه‌ای سریع درک کرد که تمام چیز در افغانستان در حال تغییر کردن است و در این زمان وی 5 برنامه سیاسی را برای انتقال قدرت در افغانستان در دست گرفت که شامل یک دولت جوابگو برای بازسازی دوباره این کشور باشد.

در زمان حمله آمریکا علیه طالبان در افغانستان یک گروه کوچکی از کارشناسان آمریکایی به ملاقات اشرف غنی در واشنگتن می‌روند.

همین گروه بعدا در ماه دسامبر سال 2001 میلادی در نشست «بن» کار را شروع می‌کنند و نقشه راهی را برای نقش نمایندگی تدوین می‌کنند؛ این امر منجر به تقابل با برنامه‌های اشرف غنی شد کسی که در تلاش برای ایجاد یک دولت مدرن همراه با منافع بازیکنان مهم منطقه‌ای بود.

کرزی،نخستین رهبر موقت افغانستان

بعد از 6 ماه حامد کرزی به عنوان نخستین رهبر موقت افغانستان تعیین شد و مسولیت نخست اشرف غنی در این دولت موقت هماهنگی و دریافت کمک‌های خارجی برای افغانستان بود.

اشرف غنی به این باور بود که افغانستان باید برای اولویت‌های توسعه‌ای خود روی پاهایش بایستند و دست به گریبان کمک‌های کشورهای خارجی و نهاد‌های بین‌المللی نباشد.

«حنیف اتمر» مشاور کنونی امنیت ملی و وزیر قبلی بازسازی و توسعه شهرستان‌ها، برنامه همبستگی ملی را در این وزارت ایجاد کرد و از این طریق کمک‌های مالی زیادی را برای رشد و توسعه مناطق روستایی افغانستان به دست آورد و اکثر این کمک‌ها از طریق بانک جهانی صورت می‌گرفت.

این برنامه مشابه برنامه بانک جهانی بود که اشرف غنی آن را در اندونزی و هندوستان مطالعه و تجربه کرده بود.

در تابستان سال 2002 میلادی کرزی، اشرف غنی را به عنوان وزیر دارایی معرفی کرد و وزارت خانه‌های کشور، دفاع و خارجی که پایگاه‌های وسیعتری داشت را برای ایجاد قدرت شخصی‌اش حفظ کرد. اما اشرف غنی روزی 20 ساعت کار می‌کرد و هر روز صبح با کارمندانش سر یک ساعت جلسه برگزار می‌کرد.

وی برنامه‌های مبارزه ضد فساد را معرفی کرد، سیستم متمرکز درآمدهای داخلی و پول جدید افغانی را نیز ایجاد کرد؛ اشرف غنی از کارمندانش خواسته بود که علیه قاچاقچیان مواد مخدر و مافیای زمین به طور جدی ایستادگی کنند.

سر و صداها در مورد عزل اشرف غنی

در ادامه این گزارش آمده است: بعد از سال 2004 میلادی زمانیکه کرزی به عنوان نخستین رییس جمهور انتخابی افغانستان تعیین شد سر و صداهایی در مورد عزل اشرف غنی به گوش رسید.

در آن زمان «لغذر ابراهیمی» نماینده ویژه سازمان ملل برای افغانستان از کرزی پرسیده بود که گزینه بهتری از اشرف غنی داری؟ کرزی در پاسخ گفته بود خیر.

بعداً ابراهیمی اشرف غنی را ترغیب کرده که با کرزی در دولت کار کند؛ حتی در کابینه خیلی‌ها مخالف اشرف غنی بودند و لغذر ابراهیمی به اشرف غنی گفته بود در حالیکه هیچ دوستی نداری اما از هیچ کس نترس و به کارهایت ادامه بدهید.

«علی احمد جلالی» مدتی به عنوان وزیر امور کشور حامد کرزی ایفای وظیفه کرده و گفته بود که اشرف غنی با یکی از اعضای کابینه که از ائتلاف شمال بود برخورد می‌کند؛ازجمله «مارشال فهیم» بالاخره در سال 2005 با تلاش‌های «زلملی خلیل‌زاد» اشرف غنی با کابینه کرزی خداحافظی می‌کند.

اشرف غنی بعداً اعلام کرد که به خاطر مسایل قاچاق مواد مخدر و فساد اداری از حکومت استعفا داده و اشرف غنی به عنوان رییس دانشگاه کابل انتخاب شد.

درسال 2014 میلادی اشرف غنی خود را برای نامزد انتخابات ریاست جمهوری نامزد کرده و یک برنامه کمپین انتخاباتی 300 صفحه‌ای را چاپ کرد.

نیویورکر نوشت: در یک تلاش بی‌باکانه اشرف غنی به خاطر به دست آوردن رای ازبک‌ها ژنرال «عبدالرشید دوستم» را به عنوان معاون اول خود انتخاب کرد.

دور دوم انتخابات

در دور اول انتخابات نه اشرف غنی و نه عبدالله عبدالله موفق به کسب آرای لازم برای برنده شدن در انتخابات ریاست جمهوری نشدند اما دور دوم انتخابات مسئله تقلب مشکلات بزرگی را در افغانستان ایجاد کرد.

تا اینکه با طرح «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا و با حمایت سازمان ملل متحد حکومت وحدت ملی شکل گرفت.

در افغانستان سیاست تنها راه رسیدن به قدرت است؛ سال گذشته «متیع الله خان» فرمانده با نفوذ و پلیس ولایت ارزگان در کابل کشته شد.

پس از کشته شدن متیع الله خان شماری از بزرگان ارزگان به کابل آمدند و از اشرف غنی خواستند که باید برادر متیع الله را به جای وی به فرماندهی پلیس این ولایت برگزیند اما اشرف غنی به این بزرگان گفت که به دنبال یک کاندید بهتر برای این ولایت است و پیشنهاد آنها رد کرد.

بعدا پس از یک ماه حدود 200 پست امنیتی در این ولایت به دست طالبان سقوط کرد و سربازان پلیس پرچم‌هایشان را کنار کشیدند و در کنار طالبان قرار گرفتند.

منبع:خبرگزاری فارس

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کلیه حقوق متعلق است به رسانه افغانستان ما
دیزاین شده در سما